عسل کوچولو
عسل رحیم فر یاسوج
عموزنجیرباف
|
عموزنجیرباف..........! |
بعله...؟ |
|
زنجیر منو بافتی.........؟ |
بعله...! |
|
پشت کوه انداختی........؟ |
بعله...! |
|
بابا اومده.............! |
چی چی آورده...؟ |
|
نخود و کشمش....! |
بخور و بیا.......! |
|
با صدای چی؟؟؟ |
با صدای گربه!!! |
|
میو، میو، میو، ... |
|
|
|
|
|
با صدای چی؟؟؟ |
با صدای گربه!!! |
|
با صدای سگ! |
واق واق واق |
مجموعه وبسایت های اینترنتی فرزنـد دنـا
مجموعه وبسایت های اینترنتی فرزند دنا ، مجموعه ای از وبسایتها ، وبلاگ ها ، سایت های خدماتی و ابزار رایگان ، فروشگاههای اینترنتی ، لینک باکس ، تالار گفتگو و انجمن ، گالری تصاویر ، چت روم ها ، جستجو گر ها ، سایت های خبری و ...
برخی از وبسایت های این مجموعه عبارتند از :
گالری تصاویر فرزند دنـا . " اسلاید شو "
پدر هر روز مشغول کار بود،
ميکوشيد تا به هر زحمتي مخارج زندگي را تهيه کند،
مي کوشيد تا غذايي براي خوردن و کفشي براي پوشيدن آماده سازد.
پدر هر شب مرا به اطاقم ميبرد، رختخوابم را مرتب ميکرد و پس از آنکه دعايم را ميخواندم، پيشانيم را مي بوسيد.
در تمام اين سالها، سالهايي از اندوه و اشک هم بود که در تمام آنها ما در کنار هم استوار بوديم.
زمانه ناسازگار بود و پدر شکست ناپذير، و در تمام اين دوران مادر را در کنار خود داشت.
بزرگ شدن در کنار آنها آسان بود، زمان به سرعت ميگذشت و سالها پرواز کنان دور ميشدند.
آنها سالخورده شدند و من نيز و حالا ميفهميدم که مادر رنجور است - و از بيماري ناراحتي مي کشد - و اين واقعيتي بود که پدر در اعماق وجود خود آنرا ميدانست و مادر هم همينطور.
زماني که مادر رفت، پدر درهم شکست و گريست و تنها توانست بگويد : " چرا او؟ خدايا مرا ببر!"
پدر هر روز آنجا مينشست و در صندلي خود به خواب ميرفت،
او هرگز به اتاق مشترکشان نرفت، زيرا او ديگر آنجا نبود.
روزي پدر گفت : "فرزندم، از آنچه در تو ميبينم شادمانم، به جهان قدم بگذار و زندگي خود را بساز، نگران من مباش که به تنهايي خو گرفته ام."
او مي گفت که در جهان کارهاي بسياري براي انجام دادن و چيزهاي بسياري براي ديدن وجود دارند،
چشمانش هنگام خداحافظي با من پر از غم بود.
اما حالا، هر زمان که کودکانم را مي بوسم، سخنان پدر در گوشم طنين انداز ميشوند که ميگفت :
"کودکان در سرتا سر وجود تو زندگي ميکنند، بگذار بزرگ شوند، آنها هم روزي تو را ترک ميکنند."
من تمام کلمات پدر را به خاطر دارم، فرزندانم را ميبوسم و آرزو ميکنم که آنها هم مرا اين چنين به ياد بياورند.
آه چقدر آرزو دارم که آنها روزي مرا اين چنين به خاطر آورند.
در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان
در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.
مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني
مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگاني
در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.
مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار
مادر چراغ خانه
گرماي آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
در نغمه هاي مادر
لالايي محبت
شعر بلند پيوند
آواي انس و الفت
در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.
مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي
تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است
قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.
بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست
آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.
مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.
اينترنت مي تواند مكاني گسترده براي كودكان باشد تا بياموزند، سرگرم شوند، با دوستان مدرسه اي گپ بزنند، و با آسودگي خيال به مكاشفه بپردازند. اما درست همانند دنياي واقعي، وب هم مي تواند براي كودكان خطرناك باشد. قبل از اينكه به كودكانتان اجازه دهيد كه بدون نظارت شما به اينترنت متصل شوند، يك سري از قوانين بايد تعيين شوند.
اگر نمي دانيد كه از كجا آغاز كنيد، در اينجا چندين ايده در مورد چيزهايي كه بايد با كودكانتان بحث كنيد تا به آنها در مورد استفاده ايمن تر از اينترنت بياموزيد، آورده شده است:
۱- كودكانتان را تشويق كنيد كه تجارب اينترنتي خود را با شما سهيم شوند. همراه با كودكانتان از اينترنت لذت ببريد.
۲- به فرزندانتان بياموزيد كه به غرايز خود اعتماد كنند. اگر در مورد چيزي احساس ناخوشايندي دارند، بايد به شما درباره آن بگويند.
۳- اگر فرزندانتان به اتاق هاي گفتگو سر مي زنند، از برنامه هاي پيام رسان فوري و بازي هاي ويدويي آنلاين استفاده مي كنند، يا فعاليت هاي ديگري كه به نامي براي مشخص كردن خودشان نياز است، انجام مي دهند، به آنها در انتخاب اين نام كمك كنيد و مطمئن شويد كه اين نام باعث افشاء هيچ اطلاعات شخصي درموردشان نمي شود.
۴- به فرزندانتان تأكيد كنيد كه هرگز آدرستان، شماره تلفن يا ساير اطلاعات شخصي شامل جايي كه به مدرسه مي روند يا جايي كه دوست دارند بازي كنند را ارسال نكنند.
۵- به كودكان بياموزيد كه تفاوت بين درست و غلط در اينترنت هماني است كه در دنياي واقعي وجود دارد.
۶- به كودكان بياموزيد كه چگونه به ديگر استفاده كنندگان از اينترنت، احترام بگذارند. مطمئن شويد كه آنها مي دانند قواعد رفتار خوب فقط به دليل اينكه پشت كامپيوتر هستند، تغيير نمي كند.
۷- به فرزندان تأكيد كنيد كه به دارايي هاي ديگر كاربران احترام بگذارند. برايشان توضيح دهيد كه كپي هاي غيرقانوني از كارهاي ديگران – مانند موسيقي، بازيهاي تصويري و ساير برنامه ها- مانند دزديدن آنان از يك فروشگاه است.
۸- به كودكان بگوييد كه هرگز نبايد دوستان اينترنتي خود را شخصاً ملاقات كنند. توضيح دهيد كه دوستان اينترنتي ممكن است هماني كه خود مي گويند، نباشند.
۹- به كودكانتان بياموزيد كه هرچه كه مي خوانند و مي بينند، صحيح نيست. آنها را تشويق كنيد كه در مورد صحت مطالب اينترنت از شما سؤال كنند.
۱۰- فعاليت هاي اينترنتي كودكان خود را با نرم افزارهاي پيشرفته كنترل كنيد. كنترل هاي اينچنيني مي توانند به شما در تصفيه كردن محتويات مضر، آگاهي از سايت هايي كه كودكانتان سر مي زنند و فهميدن آنچه انجام مي دهند، كمك كنند.
فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم
هشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
آباد باش اي ايران
آزاد باش اي ايران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش اي ايران
۱ ـ در مورد سن مسؤوليت جزايى، مى دانيم كه در تمام نظامهاى حقوقى جهان «كودك از مسؤوليت مبرا است» با توجه به اينكه به شرحى كه قبلاً گفتيم به موجب كنوانسيون حقوق كودك، انسان تا ۱۸ سالگى كودك است و مطابق آنچه از سازمان بهداشت جهانى نقل كرده ايم انسان از بدو تولد تا ۱۵ سالگى در گروه سنى «كودك» قرار مى گيرد. درحالى كه مقنن ايرانى در اجراى قسمت اول مبنى بر «مبرا بودن كودك از مسؤوليت كيفرى، طى ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامى مصوب سال ۱۳۷۰ مى گويد: « اطفال درصورت ارتكاب جرم مبرا از مسؤوليت كيفرى هستند. »
بلافاصله در تبصره همان ماده مى گويد:« منظور از طفل كسى است كه به حد بلوغ شرعى نرسيده باشد. »
از طرفى قانون مدنى در تبصره ۱ ماده ۱۲۱۰ در مورد سن بلوغ شرعى چنين مى گويد: « سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمرى و در دختر ۹ سال تمام قمرى است. »
ملاحظه مى شود كه جهات افتراق مقررات ايران با كنوانسيون حقوق كودك در مورد معناى واژه « كودك » دو امر بارز و مشهود است.
اول اينكه بين دختر و پسر در مورد اطلاق واژه كودك فرق گذاشته است، چرا كه دختر كمتر از ۹ سال و پسر كمتر از ۱۵ سال را كودك مى داند درحالى كه در مقررات كنوانسيون كودك، هر انسان كمتر از ۱۸ سال اعم از دختريا پسر، كودك ناميده مى شود.
دوم اينكه دختر ۹ ساله و پسر ۱۵ ساله كه بالغ هستند فلذا كودك نيستند داراى مسؤوليت كيفرى مى باشند و حال آنكه به موجب مقررات كنوانسيون كودك اين اشخاص از مسؤوليت كيفرى مبرا هستند.
۲ ـ در مورد سن بلوغ براى نكاح
در حالى كه به موجب مقررات كنوانسيون حقوق كودك، هر انسانى اعم از دختر يا پسر قبل از ۱۸ سالگى، كودك ناميده مى شوند و بداهتاً حق انعقاد عقود اعم از معين يا غيرمعين (قراردادها) را ندارند به موجب ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى كه شرح آن رفت دختر ۹ سال و پسر ۱۵ ساله مى توانند ازدواج كنند و حتى به موجب ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى كه مى گويد: « عقد نكاح قبل از بلوغ با اجازه ولى صحيح است به شرط رعايت مصلحت مولى عليه » دختر كمتر از ۹ سال و پسر كمتر از ۱۵ سال هم با اجازه ولى مى توانند ازدواج نمايند. اما در عين حال دخترى كه به سن بلوغ هم رسيده باشد اگرچه بيش از ۱۸ سال سن داشته باشد در نخستين نكاح ازدواج او منوط به اجازه پدر يا جد پدرى است. به عبارت ديگر نكاح دختر باكره در هر سن به دستور ماده ۱۰۴۳ قانون مدنى موقوف به اجازه پدر يا جد پدرى است و اگر آنها اجازه ندادند دختر با مراجعه به دادگاه و در صورت اخذ اجازه از دادگاه مى تواند ازدواج نمايد.
۳ ـ در موردى كه كودك به دست پدر يا جد پدرى كشته شود، قاتل قصاص نمى شود در صورتى كه به موجب مقررات كنوانسيون حقوق كودك به شرحى كه گذشت از كودك بايد در برابر هر نوع تعرض به وى حمايت قانونى كرد تا چه رسد به اينكه فرد اعلاى تعرض نسبت به وى اعمال گردد يعنى قتل كودك.
توضيح آنكه به موجب ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامى مصوب سال ۱۳۷۰ مقرر شده است كه: « پدر يا جد پدرى كه فرزند خود رابكشد، قصاص نمى شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.»
قابل ذكر است كه مقنن از كودك در مقابل هرگونه تعرض از سوى مادر، حمايت كرده و در صورتى كه وى به فرزندش آسيبى برساند متناسب با آن مجازات مى شود و بداهتاً در صورت قتل به قصاص محكوم خواهد شد. به هر تقدير اين موارد تعارض، ناظر به موارد اهم است وگرنه موارد ديگرى هم وجود دارد كه مقررات كنوانسيون حقوق كودك با قوانين ايران سازگارى ندارد.
عروسك قشنگم
هنوز تو رختخوابه
نميدونه كه بيرون
آفتاب داره مي تابه
عروسك كوچولو
خواب ديگه رها كن
ببين آفتاب در اومد
پاشو چشماتو واكن
پرنده ها روي بوم
دارن آواز ميخونن
خوب صداشون گوش كن
ببين چه ناز ميخونن
به من بگو كه وقتي
همه جا غرق نور
با چشمهاي شيشه اي
دنياي ما چه جوره
شاعر: ايرج قنبري
ادامه مطلب
عشق یعنی :
از زمانی که مادربزرگرم دچار آرتروز شد دیگر نمیتوانست خم شود و ناخن های پایش را خودش کوتاه کند و این کار را پدربزرگم براش انجام میداد . حتی وقتی که دست های خودش هم دچار آرتروز شد . این عشق است .
وقتی کسی شما را عاشقانه دوست میدارد شیوه بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو میدانی که نامت در لبهای او ایمن است .
عشق یعنی اینکه وقتی برای خوردن غذابا کسی بیرون میری بیشتر چیپس خود رو به او بدی بدون اینکه توقع متقابلی داشته باشی !
عشق آن چیزی است که در اوج خستگی لبخند رو به لبانت میاره .
عشق یعنی اینکه وقتی مامان برای بابا قهوه درست میکنه و برای اطمینان از طعمش اول خودش کمی ازش میخوره .
عشق یعنی اون وقتی که به کسی میگویی لباست خیلی قشنگه و اون از فردا هر روز همون رو پیشت میپوشه .
برای عسل کوچولوی نازم...
*لالالالا گل نازم
* تويي سرو سرافرازم
* تويي سرو و تويي كاجم
* تويي افسر، تويي تاجم
* لالالالا گل نرگس
* نباشم دور، ِز تو هرگز
* هميشه در برم باشي
* چو تاجي بر سرم باشي
*لالالالا گل مريم
* چه گويم از غم و دردم
*غم من در دلم پنهان
* بيا اينجا بشو مهمان
* لالالالا گل مينا
* بخواب آروم ،گل بابا
* بابا رفته ، سفر كرده
* الهي زودي برگرده
* لالالالا گل شب بو
* نگاهت مي كند جادو
* ببينم چشم شهلايت
* به زير آن كمان ابرو
* لالالالا گل پونه
*انار كردم واسَت دونه
* انار سرخ ِ ياقوتي
* بخوراي گل، نگير بونه
*لالالالا گل صدپر
* نشه هرگز گلم پرپر
* بمون با من گل خندان
* نبينم چشم ِ تو گريان
* لالالالا گل لاله
* ميريم فردا خونه خاله
* نديدم خاله جانت را
* الان چندين و چن ساله
* لالالالا گلم خوابيد
* به رويش نورِ مَه تابيد
* لالالالا گلم زيباست
* براي من ، همه دنياست
| Design By : Pichak |


.jpg)


.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)





























